تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

تب نوشته ها - نیمه های دلدادگی...

چهاردهم آذر 1387

نیمه های دلدادگی...

 نیمه های دلدادگی
بچه که بودم با ترنم اسمش می رقصیدم
حالا که بچه تر شدم با خیالش دل رو بی دل می کنم
می ترسم تا فردا که بچه تر از حالا میشم نتونم برقصم و بیدل بشم
***************
قراره که یکی برام ،ازش خبر بیاره،یه آدرسی،نشونیی
برای این من بی خانمون بیاره،ممکنه که دیر برسه
من دیگه بی اثر شم،هر کی دیدش بهش بگه
دستای من یتیمند،یخ زدن و میمیرن
یتیم نواز من بیا می ترسم
نگی دیگه فردا
که خیلی دیره
خیلی دیره
***


5 بعد از ظهر | ف.س |