تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

تب نوشته ها

بیست و چهارم شهریور 1388

صدای پای پاییز...

 

16.gif

خلوت دل

16.gif16.gif16.gif

باز صدای پای پاییز میاد و این دل دیونه سر به هوا شده

دوره گرد شده...هنوزم بین شاخ و برگهای بید مجنون نگاهش داره دو دو میزنه

یادش بخیر...چند وقته که همش تو پستوی ذهنم داره پرسه میزنه

بوی پاییز برای مستی هزار ساله ی دلم....کافیه

خنکای پاییز و رقص برگهای رنگارنگ درختها و صدای شر شر آب

بوی سبزه ها و صدای گامهای تو

لبریزم از پاییز...لبریز

دلم میخواد ساعتها بی صدا و ساکت رو نیمکت کهنه ی پارک بنشینم و برم تو نفس نفس پاییز

چقدر حرف دارم برا گفتن!!!

چقدر شوق دارم برا دیدن

تو رفته ای و رفتنت به زخم دل..نمک زده!!!

آره رفتی و من دارم رد پای تو رو تا خود خدا دنبال میکنم

صدات تو گوشم میپیچه....هنوزم تصویر رفتن تو تنهاترین تابلویی هست که به در و دیوار دلم زدم

هنوزم که هنوز...بدون عاشقترینم

ف.س


3 بعد از ظهر | ف.س |