تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

تب نوشته ها

سوم فروردین 1387

تنها...شاید...

برای باورهای کاهی مانده بر دفتر روزگار
: چه زود خسته و فرتوت شدم
: و
 : برای رسیدن به رهایی از روزگار
 : چه زود مشتاق و مبهوت شدم
 : پر پرواز تمام پرندگان خیالم را شکستن
 : و من هنوز آب در هاون میکوبم
 : شاید و شاید 
: خواب پرواز ببینم
 : تنها شاید ...


3 قبل از ظهر | ف.س |