تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

تب نوشته ها

بیست و هشتم آذر 1386

سایه!

سلام

سایه ،سکوت میکنی و در هنگامه ی رفتن خورشید

قد میکشی و نازک می شوی

تا کجا کش خواهی آمد

از پیش پای من تا افقی دور!

به آن دور دستها که میروی یادت باشد

پابند من بمانی

با هر گامی که بر میدارم تو گاه دور و گاه نزدیک می شوی

راستی فراموش کردم برایت بگویم

من مدتها است که رفته ام و تو

فقط و فقط با شبح من درگیری...هنوز در گیری؟!

رفتم و نرسیدم و گم شدم

در ازدحام تمام سایه مداران روزگار

سایه:سلام

ف.س


4 بعد از ظهر | ف.س |